وقتی
رفتی من خیلی کوچیک بودم انقدر کوچیک که همه خوبی ها ، مهربونی ها ، خنده
ها ، شیطونی ها و همه دوست داشتن ها رو توی وجود تو می دیدم ... با اون مو
های یک دست سفید و دست های همیشه باز برای در آغوش کشیدن ، توی دنیای بچگی هام یک شاهزاده بودی یک شاهزاده ابدی...
همیشه
به عشق تو صبح ها با دمپایی های تا به تا می دویدم طرف خونه تون تا دوباره
و دوباره به دامن مینی ژوپ و لپ های قرمزم نگاه کنی و بلند بلند بخندی و
بگی " قررررررررررتی!" ( چقدر عاشق خنده هات بودم) ... رفتی ولی من هنوزم
تصویرت رو زنده ی زنده توی قلب و روحم دارم ...بعد از این همه سال هنوزم یادمه
هر دو روز یک بار دستم رو محکم می گرفتی و عصا زنون و با قدم های مورچه ای
می رفتیم تا برای " شیطون فرنگی" خودت بستنی بگیری... یادمه هر سال علی
رغم همه داد و فریاد ها می رفتی بالای درخت
خرمالو و از اون بالا رسیده ترین خرمالو رو برای نوه قرتیت می چیدی
...یادمه وقتی زمستونا بعد از کلی برف بازی و جیغ جیغ کردن با دست های یخ
زده می اومدم دم بخاری دست هام رو می گرفتی و تند و تند به هم می
مالیدی... یادمه همیشه توی هر شرایطی لبخند روی لب هات بود ... یادمه تا
وقتی بودی همه چیز خوب بود همه با هم خوب بودن و با رفتنت انگار همه خوبی
ها رو هم با خودت بردی... وقتی رفتی من خیلی کوچیک بودم انقدر کوچیک که
رفتنت شد اولین تجربه تلخ زندگیم... هیچ وقت شبی که رفتی و خوابی رو که
دیدم فراموش نمی کنم خوابی که هر سال درست توی
همون شب تکرار می شه!!... نمی تونستم بفهمم وقتی می گن تو رفتی پیش خدا
یعنی چی! با خودم می گفتم یعنی هر کسی بخواد بره پیش خدا با یه ملافه سفید
باید بخوابه روی تختش تا یک سری آدم با لباس های سیاه بیان و ببرنش پیش
خدا؟! برام عجیب بود که چرا با اون ملافه سفید گذاشتنت توی یک چاله خاکی
مگه خدا توی آسمونا نبود پس چرا تو رو توی زمین می ذاشتن؟!... وقتی رفتی
من خیلی کوچیک بودم انقدر کوچیک که حتی کسی فکر این رو نمی تونه بکنه که
بعد از این همه سال ، رفتن تو برای من هنوز هم تلخ ترین تجربه زندگیم باشه
...
آقا جون عزیزم امشب شانزده ساله که رفتی و من هنوز در حسرت اینم که ای کاش بودی و دست های مهربونت رو فقط یک بار دیگه می بوسیدم...
پ.ن1: بیاین قدر عزیزانمون رو تا وقتی که پیشمونن بدونیم که بعدا حسرت نداشتنشون رو نخوریم ...
پ.ن2: یعنی می دونی چقدر دلتنگتم...؟؟!
خوابیدی رو بال ابرها
کاش می شد بودم کنارت
...
دل من هوات رو کرده
کاش می شد تو رو ببینم
...
کاش بشه تو خواب
دوباره
رو ی تو رو ببوسم