دونه دونه ورق می زنم...روزهام رو ورق می زنم
ورق می زنم...
زندگیم رو ورق می زنم
.
.
.
یه فصل تموم شد
ورق می زنم
ورق می زنم... فصل جدیدی از زندگیم رو ورق می زنم
...
پ.ن: خووووب بالاخره اخمامم باز شد...ببین![]()
وقتی پرسیدی: حالا چه حسی داری؟
می خواستم بگم ، احساس می کنم دارم دور می شم ...خیلی خیلی دوووور
ولی گفتم: هیچی!!
پ.ن: میدونی؟
یه حس عجیبی دارم.خستگیه؟ بی حوصلگیه؟دلتنگیه؟!
م!نمیدونم...یه چیزی هس دیگه!