
روز ميلاد اميرالمومنين(ع) و پدر رو به همه پدرهای مهربون مخصوصا بابا جون خودم تبريک ميگم ...
حالا من اين جام و جلوم روزهايی رو دارم که می تونن خوب يا بد ...سخت يا آسون باشن و با اومدنشون مرحله تازه ای از زندگيم رو رقم بزنن...روزهايی که ممکنه از مهم ترين روزهای زندگيم باشن...روزهايی که با عبورشون هجدهمين سال زندگيم رو با خودشون ميارن و حالا می تونم به راحتی بگم ....
هجده سال گذشت!
در تاریک و روشن شب های تنهایی خویش در جاده بی انتهای عشق به دنبال نیمه گمشده ای می گشت که در ابتدای راه دست از دستش رها کرده بود و راهی شده بود ...
بی فانوسی در دست...
بی رختی بر تن...
بی آن که به تنهایی وتاریکی بیاندیشد و...
حال!!!! از کرده خویش نادم