تا حالا شده به خودت بیای و ببینی که تنهای تنهایی،تو اوج شلوغی تنهایی؟
تا حالا شده صاحب قلبی شده باشی و زود از دستش داده باشی؟
تا حالا شده با خودت عهد ببندی و عهد شکنی کرده باشی؟
تا حالا شده به خاطر دل خوش کنک کسی خودتو شیکسته باشی؟
تا حالا شده دلت بخواد گریه کنی ولی،به خاطر یکی که خیلی دوستش داری به جای اشک،لبخند رو لبات بشینه؟
تا حالا شده کسی و داشته باشی و نداشته باشیش؟!
تا حالا شده به امید یه حرف تا آخر آخرش رفته باشی و وقتی به ته خط رسیدی ببینی جلوت یه تابلوی گنده زدن که " سر کار بودی "!؟
تا حالا شده احساستو گذاشته باشی تو قفس و فقط نگاش کرده باشی؟
تا حالا شده دلتو به خاطر این که تحقیرش نکنن قایمش کرده باشی؟
تا حالا شده به کسی که دوستش داری بگی " دوستت دارم "؟
تا حالا شده تو تاریکیه شب،از ته دل خونده باشیش و صدایی نرسیده باشه؟؟؟!