تبليغاتX
روز نوشت های من

نقاش طبيعت زيباترين و شادترين رنگهای خود را انتخاب می کند تا با قدرتی که دارد تصويری خلق کند که نشانگر اميد و روشنايی بعد از نا اميدی و تاريکی است.

نقاش بخشانده مهربان با تمام وجود به شاگردانش می آموزد که برای رسيدن به هدف مانعی وجود ندارد مگر ٬ ايمان و اراده ضعيف.

 

با بهترين آرزوها برای شما برای آغاز سال نو

نيلوفر

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند 1382ساعت 1:2 توسط |

                           

جوان زيبايی که هر روز می رفت تا زيبايی خود را در درياچه تماشا کند .چنان شيفته خود شد که روزی به درون درياچه افتاد و غرق شد .در جايی که به آب افتاده بود گلی روييد که نرگس ناميدنش .
وقتی نرگس مرد ـ الهه های  جنگل (اوريادها) به کنار درياچه آمدند که از يک درياچه آب شيرين ،به کوزه ای سرشار از اشک های شور استحاله يافته بود .
اوريادها پرسيدند :چرا می گريی؟
درياچه گفت : برای نرگس می گريم .
اوريادها گفتند : آه شگفت انگيز نيست که برای نرگس می گريی ،هر چه بود با آن که ما همواره در جنگل در پی اش می شتافتيم ،تنها تو فرصت داشتی از نزديک زيبايی اش را تماشا کنی .
درياچه پرسيد : مگر نرگس زيبا بود ؟
اورياد ها : کی می تواند بهتر از تو اين حقيقت را بداند؟ هر چه بود ،هر روز در کنار تو می نشست .
درياچه لختی ساکت ماند و سر انجام گفت :
من برای نرگس می گريم ،اما هرگز زيبايی او را در نيافته بودم . برای نرگس می گريم ، چون هر بار که از فراز کناره ام به رويم خم می شد می توانستم در اعماق ديدگانش ،بازتاب زيبايی خود را ببينم .

اسکار وايلد

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اسفند 1382ساعت 0:39 توسط |

ايمان من پاينده کن
خورشيد دل تابنده کن
فرمانروای شهر عشق
اين مرده دل را زنده کن
 
مظلوم سرفراز من
فقير بی نياز من
تشنه لب سيراب دل
ای مقصد پرواز من
 
حسين کربلا تويی
شهيد کبريا تويی
عزيز قلب ما تو و
مقرب خدا تويی
مولا تويی
آقا تويی
جانباز بی پروا تويی
 
ای يا حسين تشنه لبم
سردار دين و مکتبم
دل در رکاب لشگرت
سر تحفه تاج سرت
 
شعر حسينی بر لبم
دين حسينی مذهبم
حسن حسينی آرزوم
عشق حسينی مکتبم
 
ـ مسعود فردمنش ـ 
+ نوشته شده در یکشنبه دهم اسفند 1382ساعت 18:7 توسط |