زندگی کوچه تنگ و تاريکی است که در موقع عبور از آن مرتب تنه ات
به درو ديوارهايش می خورد و زخمی ميشود. بعضی از زخمها به راحتی
التيام می يابد و بعضی از آنها چرکی می شود و سالها و گاه يک عمر
باقی می ماند. همين كه دست به رويش مي گذاري دردت تازه مي شود
و قلبت را به فرياد مي آورد!
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم فروردین 1382ساعت 23:20 توسط
|
همه لحظه های زندگی با گذشتن نميميرند و بعضی از آنها خواب آرامی دارند که با کوچکترين حرکت و اشاره ای بيدار مي شوند و چون نسيمي تارهاي احساست را ميلرزانند و تو را به سوي خود ميكشند.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1382ساعت 16:40 توسط
|
بعضي ار همسفرامون هم كاري به كارمون ندارن . انگار توي يه جاده جدا حركت مي كنن. اما حتي گاهي اين همسفرايي كه نميشناسيمشون ميتونن توي جاده مسير حركتمون رو عوض كنن . همه جي بستگي به خودمون داره مي تونيم توي اين جاده تو يه لحظه تصميمي بگيريم كه مسير حركتمون رو عوض كنه. اين تصميم هر چند تو يه لحظه گرفته ميشه اما ميتونه حركتمون رو توي جاده تحت الشعاع قرار بده . مي توني با اين تصميم يه سفر خوب و يا يه سفر بد رو رقم بزني .اگه مثلا تو انتخاب همسفرات اشتباه كني اگه نتوني گرك تو لباس ميش رو شناسايي كني و هزار تا اگه ديگه...اون وقت ديگه يه سفر خوب در انتظارت نيست . اون موقع است كه شبا وقتي داري توي اين جاده استراحت ميكني رو به آسمون ميكني و ميگي :اي كاش اين سفر زودتر تموم بشه!!! اما اگه ديدي كه همسفرت ميتونه عوض بشه مي تونه تغيير كنه اون وقت ديگه حق نداري يه همسفر ديگه انتخاب كني . ميتوني به همسفرت كمك كني تا عوض بشه .اون وقت به جاي اينكه شبا دعا كني كه زودتر اين سفر تموم بشه از خدا مي خواي تا كمك كنه همسفرت تغيير كنه.
توي اين جاده مي توني از گري هوا شكايت كني مي توني از كوچيكي جاده بنالي ميتوني عصباني بشي. اما حق نداري ظالم باشي حق نداري بيشتر از حق خودت بخواي.
با همه اين حرفا جاده زندگي خيلي قشنگه قشنگ تر از اوني كه تصورشوبكني . البته لازم نيست قشنگيشو با چشم ببيني كافيه حسش كني اون وقته كه با همه تواني كه داري پاتوي جاده زندگي مي ذاري و اين قدم رو استوارتر بر مي داري .
“سودابه زارع”
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم فروردین 1382ساعت 13:55 توسط
|